تبلیغات
اِسپَرلوس - من دخترِ پیکسلی‌ام !!!










اِسپَرلوس

جهان فانی و باقی،فدای شاهد و ساقی~~~که سلطانی عالم را طفیل عشق می​بینم

من خیلی وبلاگ‌خون بودم . خییییلی !
کلا تفریحم بود . مجبور بودم تو خونه بشینم و درس بخونم. اگر کتاب رمان دست می‌گرفتم به طرز دیوانه واری باید کلش رو یه‌جا می‌خوندم. ازین مدل‌های شبی سه صفحه، نبودم . بنابراین وبلاگ خونی میکردم.
الان کلی از اون وبلاگ‌ها متروکه شدن. خیلی غم‌انگیزه . 
دلایل زیادی میتونه وجود داشته باشه ولی احتمالا دلیل اعظمش ، شبکه های اجتماعی گسترده‌ی موبایلی هستن ... 
من هم از وقتی اینستاگرام رو راه انداختم ، میلم به نوشتن در اونجا بیشتره . نه بخاطر جذب فالوئر یا گرفتن لایک ... من به طرز عجیبی ، آدم تصویری هستم ... روی عکس‌ها بیشتر میتونم حرف بزنم. اصلا وقتی یه تصویری میبینم که یه کمی توجهم رو جلب میکنه ، مغزم بی اختیار شروع میکنه به جمله ردیف کردن ... می‌گرده دنبال کلمه‌های جدید ... اون تصویر رو رنگ میکنه ... تغییر میده ... باز سازی میکنه ... بعد از یه صحنه کوچولو یه داستان بلند می‌سازه ...
بخاطر همین من بی هدف گشتن رو دوست دارم ! همیشه قبل بیرون رفتن موبایلم رو شارژ ۱۰۰% میکنم . 
کلا دلم میخواد خودم برم بیرون ... خودم کشف کنم. اما گاهی که نتونم ، به صورت رندوم پیج های اینستای ملت رو نگاه میکنم . بعضی ها بوی واقعیت میدن و بعضی‌ها رنگ دروغ دارن .
اصلا چرا دارم اینها رو می‌نویسم ، نمی‌دونم !
گاهی وقت‌ها با خودم میگم کاش یه چیزی مثل غول چراغ جادو داشتم که میتونست از تصورات ذهنیم یه اسکن بگیره و اپلای کنه رو سوژه‌های فعلی . مثل همین خونه ای که تو اینستاگرام عکسش رو گذاشتم .دلم میخواد این غول رو داشتم، حتی به قیمت اینکه هیچ وقت نتونم از قدرتش به نفع خودم استفاده کنم ! 
اگر همچین چیزی داشتم حداقل میتونستم یه شهر زیبا بسازم . یه شهری که گوشه و کنارش برای مردمش دوست داشتنی و خاطره انگیز باشه . شهری که انقدر خوووب باشه که تبدیل بشه به لوکیشن خیلی از داستان‌های عاشقانه‌ی دنیا ...


[ شنبه 1 آبان 1395 ] [ 11:36 ق.ظ ] [ Mirage m ] نظرات



      قالب ساز آنلاین