تبلیغات
اِسپَرلوس - کار هر کس نیست ...










اِسپَرلوس

جهان فانی و باقی،فدای شاهد و ساقی~~~که سلطانی عالم را طفیل عشق می​بینم

ترم یک لیسانس بودم و همون اول های دانشجو شدن که یه بحثی تو کلاس شروع شد . یک سر بحث من بودم و سر دیگه استادم . موضوع سر کیفیت کار معماران بود . حالا اینکه بحث اصلی چی بود و در نهایت چه نتیجه ای حاصل شد رو بیخیال ! اون روز یه نقطه عطف برای من بود ! خیلی فکر کردم ... خیلی فکر کردم که چطور زندگی کنم . تا قبلش من یه هدف داشتم که رسیدن به اون هدف تقریبا هیچ ارتباطی با بقیه نداشت اما از اون روز به بعد باید انتخاب میکردم ! رابطه خودم با دیگران رو ... منافعم رو ... شخصیتم رو ... کارنامه ی تحصیلی و حرفه ایم رو ... دیگه زمان انتخاب رسیده بود و من انتخاب کردم ... انتخابم این بود که به آنچه می آموزم وفادار بمونم تا زمانی که کارد به استخوانم برسه !!! شاید این جمله براتون عجیب به نظر بیاد اما کسانی که سواد معماری دارن کاملا من رو درک میکنن . از یک جایی به بعد باید انتخاب کنی که معمار باشی یا ...

هممم ... خیلی دارم فکر میکنم بعد از "یا" چه کلمه ای بذارم ؟ بساز بفروش؟  بنا ؟ ماشین نقشه کشی ؟ خوره ی پول ؟

واقعا نمیدونم چی بنویسم و از چه کلمه ای استفاده کنم که لیاقت مقابله با واژه "معمار" رو داشته باشه ... خلاصه اینکه وقتی وارد این حیطه شدی یا معمار هستی یا نیستی ! اگر انتخاب کنی معمار باشی اونوقت یه معمار کوچولویی که باید با چنگ و دندون خودت رو بالا بکشی ... مسلما به صرف اینکه من کار بساز بفروشی نمیکنم دلیل بر بزرگ بودنم نیست !

یکی از دوستهام یه خونه داشتن که باباش تصمیم به تخریب و ساخت یه آپارتمان گرفت . و از اونجایی که خودش در گیر درس بود و وقت نداشت ، کار طراحی رو به یک معمار آدم حسابی سپرد . نتیجه ی کار آپارتمانیه که از کنارش رد بشی میفهمی اینو یه آدم با سواد کشیده . حالا فکر میکنید چی شد ؟ واحد های آپارتمان با قیمت خوبی فروش رفتن و بابای دوستم سود خوبی نصیبش شد ؟

نه ! اینطور نشد ...

هر کسی که میومد سرزنش میکرد که این چه کاری بود کردین ؟! زمین رو فنا کردین ! حداقل یه نمای رومی میزدین !!! چهارتا سنگ کلاسیک !!! دوتا هالوژن !!! آخه چهارتا مکعب سفید شد خونه ؟!!!؟؟؟؟

بعله ! اینجوریاست ...

استفاده از نمایی که برای معماران یک فضاحت تمامه ، جای دیگه ملاک پول سازیه !

میدونین چیه ؟ هیچ وقت نمی تونید رو اقبال عمومی حساب کنید ! امروز سنگ آنتیک مُده ... دیروز کامپوزیت ... دیروزترش گرانیت ... دیروزترش سنگ مرمر ... دیروز ترش آجر ...

و یه روزی این مُد عوض میشه و ساختمونهای سفارشی عوام فریبانه جای خودشون رو به ساختمون های سفارشی عوام فریبانه ی جدید میدن و اون آدم هایی که اینهارو ساختن همراه ساختمونهاشون تموم میشن !

امروز پولدارترین معمار تهران معروفه به نمای کلاسیک و پنت هاوس های آنچنانی ... ولی هنوز تحسین تمام دپارتمان های معماری دانشگاه های درست حسابی متعلق به معمارانیه که هنرمندانه خط کشیدن نه مقتصدانه و مغرضانه !

از دوستم پرسیدم " پشیمون نیستی پدرت رو وادار کردی که همچین ساختمونی بسازه ؟ "

جوابش میدونید چی بود ؟

گفت " نه ! حداقل الان خیالم راحته هر کسی بیاد و برای چنین خونه ای پول بده آدم حسابیه !"

راست میگه ! مهم اینه جمعیت هدفی که آدم برای خودش تعیین میکنه چه کسانی باشن ! الان اون مثلا معمار- بساز بفروش میتونه ادعا کنه من فلانی ام با این تعداد آپارتمان با مساحت سرجمع انقدر و اِن تا صفر توی حساب بانکیم ... ولی آیا این اعداد و ارقام میتونه ازش معمار بسازه ؟

هرگز نمیتونه ! علی رغم سر و دستی که خیل عظیمی از مردم برای خونه هایی که ساخته میشکنن ، اسمش هرگز با افتخار جایی ثبت نمیشه ! و تا ابد دانشجوهای معماری برای سرزنش کردن طرح های بیخود، از اسم اون شخص استفاده میکنن . 

والسلام.                                                   



[ پنجشنبه 27 خرداد 1395 ] [ 09:48 ب.ظ ] [ Mirage m ] نظرات



      قالب ساز آنلاین