تبلیغات
اِسپَرلوس - میخوامش خدایا ...










اِسپَرلوس

جهان فانی و باقی،فدای شاهد و ساقی~~~که سلطانی عالم را طفیل عشق می​بینم

سلام. تابحال دیده بودین من ساعت 6 صبح بلند بشم و پست بنویسم؟! اولش به خودم یادآوری کنم که کپسولت رو بخور دختر جان !!! خب این از این ...

زندگی برای اونایی که با تصویر خوب ارتباط برقرار میکنن گاهی اوقات خیلی سخت تر از دیگرانه ، گاهی اوقات خیلی شیرین تر !

من از اونایی هستم که ذهنم با تصاویر هماهنگی داره ! یعنی اکثر اوقات چیزی فراتر از اونچه دیگران میبینن ، می بینم . چشمهام عادت کرده به گشتن و انتخاب کردن سکانس های خاص ! الانم یه چند وقتیه یه ارتباط عاطفی با یکی از سکانس های بصری منتخب ذهنم پیدا کردم . هرروز که میبینمش ، عین این بچه کوچولوها که لج میشن گوشه لباس مامانو میکشن و بهانه میگیرن ، لج میشم و صاف میرم طرف خدا و میگم من اینوووو میخوااام ... میخواااامش ....

خلاصه که این روزا لج کردم . و حسی میگه این لج لجی ادامه خواهد داشت تا خدا اون چیز رو بهم بده ! نمیدونم من اگه جای خدا بودم چه برخوردی با بنده ی لجوج حرف گوش نکن قالتاقی مثل خودم ، میکردم !!!

● دارم میرم کلاس ، تا ظهر ... بعدشم ولویی با شایسته و حدیث ... معتاد شدم به این ولویی ها :))

●هوا سرد شده و گرمترین لباسی که با خودم دارم یه ژاکته ! جرات هم ندارم به مامانم بگم !!! از دوسال قبل تا دوسال بعد ،تمام مریضی هام رو نسبت میده به این لباس نداشتنم ...

●دارم از بیخوابی میمیرم ... فقط 3 ساعت خوابیدم ...آی زندگی ... مدیونی اگه یه حالی به ما ندی ! پدرمون دراومد سر این درس و و درس و درس .



[ پنجشنبه 14 آبان 1394 ] [ 07:39 ق.ظ ] [ Mirage m ] نظرات



      قالب ساز آنلاین