تبلیغات
اِسپَرلوس - بیاین یه قولی بدیم










اِسپَرلوس

جهان فانی و باقی،فدای شاهد و ساقی~~~که سلطانی عالم را طفیل عشق می​بینم

سلام به همگی ... 
مستقیم بریم سر اصل مطلب که وقت تنگه ! یه سوال دارم . تابحال به سمت چپ وبلاگ ، اون پایین دقت کردین ؟ اونجایی که نوشته «نجات یک زندگی » ؟
میشه خواهش کنم برین ، روشن کلیک کنید و بخونیدش ؟
من خیلی وقت پیش ها فکر کنم یه چیزایی نوشته بودم . از همون خیلی وقت پیش ها هم میخواستم برم و این کارو انجام بدم . هی نشد ... نشد ... نشد تا بالاخره به ضرب و زور یه وقتی این وسط پیدا کردم و رفتم ، انجامش دادم  ...  کلا فرآیند زمان بری نیست . یک دقیقه برای پر کردن فرمی که بهت میدن و کمتر از 30 ثانیه هم ازت خون میگیرن ...
میدونم خیلی از شما ، تهران ساکن نیستین . اما چه اونایی که هستن ، چه اونایی که نیستن ، میتونن زمان بذارن و این کارو انجام بدن ... تو این تهران درندشت وقت گذاشتن (اونم صبح ) کار سختیه ، اما به ارزش کار فکر کنید . شاید این فرآیند یه نصف روز از شما بگیره ... اما بیاین به خودتون قول بدین که این کارو بکنید . برای خیلی چیزا وقت میذاریم ، درس... خرید ... سینما... عروسی ... ورزش ... اما بیاین بجای وقت گذاشتن برای عزاداری افرادی که از سرطان میمیرن ، همین الان برای مبارزه با سرطان وقت بذاریم ... دیگه همین ! فقط پشت گوش نندازین . نیت کنید و برید انجامش بدین .
اینم عکسی که قول داده بودم . امروز بالاخره فرصت شد از لپ تاپ خدمت شما باشیم . اینجا همون جاییه که من و آنیتا نشسته بودیم . روبروی کتابخونه مرکزی ، رو پله ها .
* دلم میخواد بیشتر عکس بذارم . شما هم مثل من عکس دوست دارین ؟


.
.
.
این عکس هم برای شما گرفته شد ... از سری پنج شنبه های ماست ... گفتم امانتی رو برسونم دست صاحبانش 



[ سه شنبه 12 آبان 1394 ] [ 01:19 ب.ظ ] [ Mirage m ] نظرات



      قالب ساز آنلاین