تبلیغات
اِسپَرلوس - .










اِسپَرلوس

جهان فانی و باقی،فدای شاهد و ساقی~~~که سلطانی عالم را طفیل عشق می​بینم

تو گروهمون عکس از رامسر در حال غرق شدن گذاشتم و زیرش نوشتم : "ما داریم در عمق فاجعه غرق میشیم ! "

هاچ جواب داده : " تا دیر نشده سمفونی رو تموم کن "

:))))

نمیدونم بخندم یا زار بزنم ؟! عاشق جواب دادناشم یعنی ؛ )

  • پ.ن : لابلای کامنتها دیدم از احوالات برخی از دوستان پرسیده بودین . به اختصار همه رو اینجا توضیح میدم .
  • بهاره : ارشد زبان قبول شده .[هورا] در هفته دو روز کلاس داره و کلی تکلیف . زندگی شخصی و بقیه کارهاش بماند ! فکر نکنم حالا حالا چیزی بنویسه اما امسال احتمالا یکی دوتا کتاب ازش به چاپ برسه .
  • شایسته : صبح میره سر کار ، پنج و نیم الی شیش عصر میرسه خونه . واسه خودش یه چیزایی مینویسه ولی هنوز چیزی رونمایی نکرده . عروسی هم نمیگیرن ما یه شام بیفتیم ! [قهر] از رمان های نیمه اش هم خبر ندارم . راکد بود !
  • آنیتا : ارشد دانشگاه تهران قبول شد [هورا] ایشون هم یه چیزایی واس خودش داره مینویسه ولی تابحال چیزی بروز نداده . فعلا که قرار گذاشتیم با هم بریم استخر ! [نیشخند]
  • دنیا : میره سر کار ، میاد . دختر بی حاشیه گوگول مگولیه [نیشخند] یه چیزایی هم داده بهم که بخونم ولی من گذاشتم زیاد بشه ،بچسبه بر بدن [لبخند]
  • هاش : این بشر رو اگه سر از کارش درآوردین ، دائم العمر دعاگوی شما خواهم بود !!!! یه داستان کمدی می نوشت که ما عاشقش بودیم و اینجانب به شخصه روزی یک ساعت ازش تعریف و تمجید میکردم . یهو نمیدونم چی شد که پوکید ! از وون روز تابحال در حالت پوکیده به سر میبره و علائم حیاتی هم یخده ! [قهر]
  • خودم : واقعا نیاز به توضیح داره ؟! منم که معلوم الحالم [نیشخند] [قهقهه]

* توضیح : از اونجایی که بنده بسیار امانت دارم انتظار نداشته باشین چیزی از داستان ها لو بدم ... دهن من عین گاوصندوق بیل گیتس قرص قرصه :))

بعدا نوشت :

فاطمه راستی هم ارشد قبول شد ، البته سال قبل :) احتمالا همه اینو میدونین ... الان داره رو پایان نامه اش کار میکنه ... یه داستانی هم در مراحل آخر داره که احتمال چاپش تو همین سال وجود داره ... فعلا همینقدر میدونم



[ شنبه 25 مهر 1394 ] [ 02:39 ب.ظ ] [ Mirage m ] نظرات



      قالب ساز آنلاین