تبلیغات
اِسپَرلوس - مهمان داریم ...










اِسپَرلوس

جهان فانی و باقی،فدای شاهد و ساقی~~~که سلطانی عالم را طفیل عشق می​بینم

مدتها بود دستم به وبلاگ نویسی نمی رفت . الان نمیدونم چی شده که همینجور زود زود دلم میخواد بیام بنویسم . واسه هم اتاقیم مهمون اومده . دو عدد خانوم . از من کوچکترن به نظرم ولی اصلا شبیه من نیستن ... کیف خانومانه ... کفش خانومانه ... تیپ خانومانه ... صدای یکیشون رو که دیگه نگو ... انقد ناز داره من دچار افت انگیزه شدم ! مقایسه میکنم با خودم میبینم صدای من بدرد همون سر ساختمون و ترسوندن کارگرا میخوره ! جون به جونم کنن بلد نیستم یه مثقال عشوه بریزم تو گفتارم ... با جنس مخالف که دیگه هیچی ! سخت ، محکم ، جدی !
القصه ...
این دختره از هر ده تا جمله اش ، هشت تاش اینه «فلانی خواستگارم بود » ... «فلان جا ازم خواستگاری کرد» ... «فلان زمان خواستگاری کرد »
من واقعا نمیدونم از عمد اینارو میگه یا خودشم متوجه نیست ! واقعا نمی دونمااا ...
ولی دیگه دارم کنترل از دست میدم ! برم بهش بگم :گوگولی باور کن این مسائل اونقدر هم که فکر میکنی افتخار به حساب نمیاد !
.
.
.
بعدا نوشت:
+ نشستم به جواب دادن کامنت های معوقه ! کشف کردم که اگر بشینم این تبلیغات رو حذف کنم کلی از کارم کم میشه ! آخه مثلا که چی ؟
+ یه چیز دیگه در مورد اینستاگرام ...
دیدین ملت تمام پیجشون رو پر میکنن از عکس های تمام ، نیم و سه رُخشون ؟ بعضی هم که فقط از یه زاویه خاص به دوربین نگاه میکنن ! بعضیا هم به قول دیوی : ممممــــــــآآآآچ ! صبح تا شب ، شب تا صبح در حال ماچ کردن دوربین ، آینه ، لبه فنجون ، سگ و گربه و میمون و همستر و ... 
به نظرم دولت به جای بحث رو بیمه ی بیکاری ، بیاد یه بیمه یکنواختی طراحی کنه ! هرچی فکر میکنم می بینم واقعا سخته آدم تمام زندگیش رو با یه ژست سر کنه ! بندگان خدا پوسیدن خب !
باز بعدا نوشت :
+ من باز بعد ادیت این پست رفتم کامنت جواب بدم و به این نتیجه رسیدم خیلی آدم عوضی ای می باشم که جواب این همه آدم رو ندادم و فقط خوندمشون ! خدا از سر تقصیرات من بگذره !


[ یکشنبه 6 اردیبهشت 1394 ] [ 09:47 ب.ظ ] [ Mirage m ] نظرات



      قالب ساز آنلاین