تبلیغات
اِسپَرلوس - همدرد










اِسپَرلوس

جهان فانی و باقی،فدای شاهد و ساقی~~~که سلطانی عالم را طفیل عشق می​بینم

حس شکست عشقی گرفتم !
دلم میخواد با همین پیراهن پر مگسی که تنمه برم رو تراسِ رو به بزرگراه بشینم . زانوهام رو تو بغلم جمع کنم ... یه بعض غریبانه ای بیاد تو گلوم بشینه ... چند قطره اشک بریزم ... چونه ام رو بذارم رو زانوم و به غروب آفتاب خیره بشم و هــی نفس عمیق بکشم تا بتونم غمی که توی سینه ام جا خوش کرده ، عقب برونم یکی از بچه ها یه لیوان نوشیدنی داغ برام بیاره .... آروم دستش رو بذاره رو شونه ام و فشار بده و بگه : نگران نباش ... همه چیز درست میشه ..
دلم میخواد همه منو درک کنن ... باهام همدردی کنن و کسی ازم انتظار نداشته باشه شب ها تا بوق سگ روی طرح کار کنم و صبح علی الطلوع پاشم برم دانشگاه ! عــــه 


[ یکشنبه 27 مهر 1393 ] [ 02:58 ب.ظ ] [ Mirage m ] نظرات



      قالب ساز آنلاین